|
|
|
|
|
سلام
خوبین؟؟؟؟؟ میدونید سیاوش رفت اما............................. جایش خالیه الان ی نگاه بکنیم مهاجمانی حال حاضر مثل بیاتی نیا تنها کار مفیدش خراب کردن موقعیت ها یکی پس از دیگری در حالی که سیاوش اکبرپور به همراه علیزاده یکی از امتیاز اور ترین بازیکنان استقلال بودند تو فصل قبل ....... و به همراه عنایتی ---جباری ---یکی از عوامل اصلی قهرمانی دوفصل پیش جات خالی چون دلم برای اخراج شدن هات تنگ شده جات خالیه چون دلم برای پنالتی هایی که می گرفتی تنگ شده
البته ما هم مثل بقیه استقلالی امیدواریم که تیم مااا به اوج برسه قهرمانی اسیااااااا دوباره بشه واسه تاجیا و بیاتی نیا و دیگر مهاجمان استقلال به بهترین نحو امادگی برسن امااااا جات همیشه خالیه............ امیدوارم روزی برگردی تا دوباره داداش سیا تو پیراهن ابی ببینیم بازم امیدواریم که اقای گل امارات بشی هر جا هستید موفق و خوشحال باشید دوستان فعلا.......... علیرضا
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 0:17 توسط علیرضا و بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام...
پنج شنبه بود درست ساعت 5 بعداز ظهر...آبی پوشان پایتخت...قوهای سفید انزالی...
چشام دنبال یک شماره میگشت..."9"...یادمه...پارسال پسر شیرازی استقلال این
شماره رو می پوشید...پس کجاست...این شماره ی 9 سیاوش نیست...
یعنی باید باور کنم دیگه نیستی؟؟؟؟؟؟؟
یادمه دو سال پیش شماره ی 9 استقلال تو همین ورزشگاه جلوی همین قوهای سفید
خیلی راحت با هت تریک قشنگ خودش استقلال رو برنده ی این بازی کرد...
پنج شنبه...1/6/86...کوچیک ترین کارهای سیاوش تو ذهنم میومد...دویدنهای
بی امونش...تکلاش...خطا گرفتنش...سیاوش ولی حالا دیگه نیست!!!!
3 اردیبهشت...جشن قهرمانی استقلال... گل دوم...آخ سیاوش بود...
گل سوم...خدایا...کاش سیاوش بود...یادم میاد و قتی روی دستای عنایتی
جشن قهرمانی رو به هوادارا نشون می داد...وقتی موقع گل سوم،خودش رو
برای پاس ندادن به رضا سرزنش می کرد...یه بار دیگه فیلم قهرانی رو نیگا می کنم...
آره شماره ی 9...سیاوش بود...اما...خدایا یعنی میشه سیاوش دوباره برگرده؟؟؟؟؟
حالا من خیلی دلتنگشم...مثه تو...علی رضا..مثه تو سیاوش...مثه شما...همه ی شما که
"سیاوش" رو دوسش دارین... امیدوارم حرف شما رو هم گفته باشم... سیاوش خیلی دوستت داریم... بهار |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 11:45 توسط علیرضا و بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام... این مطلب فقط برای پیروز و هواداراشه...با دقت بخونیدش... وقت امتحانات دانشگاهش بود...یه نگاهش به کتابای سخت مدیریت و یه نگاهش به تاریخ تقویم و صندوقچه ی خاطرات آبیش بود...دلش شور می زد... نکنه 8 سال خاطره اش با تیمی که از نوجوونی عاشقش بوده تموم بشه... یادش میومد درست قهرمانی استقلال رو...وقتی اوایل اردیبهشت 85 از بازی برابر برق محروم شده بود رو سکوها چه شور و حالی داشت... وقتی جام رو تو دستای حاج محمود کنار خودش می دید...فریاد می زد... ما قهرمانیم...با چشمای از شوق خیسش جلوی دوربین بلند گفت: "قسمتم این بود که تو بازی قهرمانی استقلال نباشم"... و بعد باز خودش رو بابت کاری که در بازی با پاس کرد سرزنش می کنه... " من چه طوری اون کار رو کردم"..."پیراهن استقلال هویت منه"... آروم از افکاری که سخت اطرافش رو گرفتن بیرون میاد... وقتش داره واسه درس خوندن تموم می شه...فردا آخرین امتحانشه.... پیروز از جلسه ی امتحان داره بر می گرده...تو ذهنش چیزی عبور می کنه... امروز همه چیز مشخص میشه...دلم می خواد باشم...کاش بشه باشم... و حالا پیروز با تمام عشق و تعصب بیشتر نسبت به قبل زیر تمدید نامه ی قرار دادش با تیم محبوبش رو برای دو سال دیگه امضا می کنه... احساسش رو می تونم از چشاش و لبخندی که روی لبهاشه بخونم... یه بار دیگه فیلم ضبط شده ی قهرمانی استقلال رو می زارم...
عشق یعنی همین... پیروز عزیزم برای همه ی لحظاتی که با استقلال بودی ازت ممنونم... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 11:39 توسط علیرضا و بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام...
راستش تو این مدت هیچ موضوعی نبود که به خاطرش آپ بشم. پیروز کارایی کرد که رغبت نمی کردم ازش بنویسم... اما حالا دوباره با تولد علی رضا شروع می کنم... ۲تیر تولدشه و باید اولین کسایی باشیم که بهش تبریک می گیم... پس همه با هم می خونیم...۱..۲..۳:
تولد تولد تولدت مبارک...مبارک مبارک تولدت مبارک...
ایشاالله ۱۰۰ ساله شی نه ۱۲۰ ساله شی نه ۱۲۰ سال کمه همیشه زنده باشی...
۱۷ سالت تموم شد رفتی تو ۱۸... از خدای خوبم فقط واست موفقیت و خوشبختی می خوام... انشاالله بتونی به یاری خدا به هر چی می خوای برسی... اینم هدیه ی من...
تولدت مبارک... بهار |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 16:56 توسط علیرضا و بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام ..........................
اول یک معذرت خواهی کوچولو به خاطر اینکه دیر اپ کردم امتحاناااا واسه ادم وقت نذاشته داداش سیا تو این دو بازی اخیر یکی از بهترین های استقلال بوده که دو گل زیبا زد که
راستی اقا پویان گل پیروز از جوانان استقلال به استقلال اومد نه از تیم دیگه که گفتی با سعید بیگی اومد استقلال................ دمت گرم به خاطر اطلاعات دقیقت
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 12:44 توسط علیرضا و بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همه... نوبتی هم که باشه نوبت منه که حالا از پیروز بنویسم... از همون بدو ورود پیروز به استقلال که من تازه آبی شده بودم دیوانه وار عاشق پیروز و مردونگی و غیرتش واسه اس اس بودم.بی شک پیروز تا امروز یکی از بهترین های اس اس بوده و واسه اس اس کم نذاشته...شاید خیلی جالب باشه واستون اما تو این ۸ سال تک و تنها از پیروز همه جا دفاع کردم تا مدافع مدافع آبی پوش و با غیرت تیمم باشم...البته در این میون انتقادهایی هم از پیروز میکردم تا بازیش هر روز بهتر بشه که همین طور هم بود و پیروز روز به روز اوج میگرفت و واسه اس اس بی رغیب میشد...
بی شک پیروز میتونه از این بهتر هم بشه با حمایت های ما...با حمایت های من...پیروز نشون داده که واسه اس اس یه کاپیتال با جراته و تو این زمینه دو بار هم معرفتشو نشون داده تا همه بدونن بر خلاف بعضی ها پیروز احترام رو به ادعا نمیفروشه...دقیقا در دو بازی که پیروز از ابتدا کاپیتان بود و در نیمه ی دوم علی منصور وارد بازی شد پیروز بعد از این که علی منصور بازوبند رو ازش نگرفت با زو بند رو بیرون انداخت تا مردونگی شو ثابت کنه... مسئله ی دیگه اینه که اگه رگشو بزنین بی شک خونش آبیه و به هیچ وجه اس اس رو ترک نمی کنه...
مطلب بعدی من در مورد پیروز بیوگرافیه کاملشه...بسیار قشنگه... تا بعد.التماس ۲آ.یا علی. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:58 توسط علیرضا و بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
هر کجا هستی یادت باشه بهترینی........................
سیاوش اکبرپور مهاجم
داداش سیا اتوئو
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:21 توسط علیرضا و بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همه... راستش خیلی یه دفه ای پیش اومد که این وبو بسازیم... علاقه ی علی رضا به سیاوش و من به پیروز گلم باعث شد تا یه دفه تصمیم به ساختنش بگیریم...البته پیشنهاد از علیرضا بود که منم قبول کردم...فقط ساختش کار اون بود بقیش با من بود حتی آپ اولین مطلبش بس که این پسر تنبله... خلاصه از این به بعد هر مطلبی رو که در مورد این دو بازیکن خواستین از ما بخواین بی شک جوابتونو میگیرین...البته ما تا جایی که بتونیم از سیاوش و پیروز گل مطلب می نویسیم ولی اگه چیزی بود که فراموش شد با نظرتون ما رو مطلع کنید تا براتون بنویسیم... اینم یه معرفی کوچولو بود...در ضمن منم بهارم.این پسر شیطونم علیرضاست...هر دومون ۱۷ ساله ایم ولی علی رضا ۶ ماه از من بزرگتره همین دیگه...آبی ترین روز ها رو از خدا واستون می خوایم... تا بعد.التماس ۲آ.یا علی. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:38 توسط علیرضا و بهار
|
|
||